ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

182

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) ابو جعفر گفتم ابو بكر خضاب مىبسته است ؟ گفت : آرى سوگند به خداى اين كعبه كه ابو بكر صديق خضاب مىكرد . وهب بن جرير مىگويد پدرم برايم نقل كرد * چون با ابو بكر بيعت كردند به پا خاست و اين خطبه را ايراد كرد و به خدا سوگند هيچ كس پس از او چنان خطبه‌اى ايراد نكرده است . نخست خدا را شكر و ستايش كرد و سپس گفت : همانا من اين كار را بر عهده گرفتم در حالى كه آن را خوش نمىدارم و به خدا سوگند دوست مىداشتم يكى از شما اين كار را بر عهده بگيرد و مرا معاف دارد . اكنون هم اگر انتظار داريد كه من مانند رسول خدا عمل كنم هرگز عهده‌دار آن نمىشوم زيرا رسول خدا ( ص ) بنده‌اى بود كه خداوند او را به وحى و عصمت گرامى داشته بود ، و حال آنكه من بشرى معمولى هستم و از هيچ يك شما بهتر نيستم . مواظب من باشيد . هر گاه ديديد درست عمل مىكنم از من پيروى و فرمان بردارى كنيد و اگر ديديد منحرف شدم مرا به راه راست آوريد و بدانيد كه مرا شيطانى است كه گاه بر من چيره مىشود و هر گاه ديديد كه خشمگين هستم از من دورى كنيد تا در ظاهر و باطن شما تأثيرى نگذارم . عفان بن مسلم از وهيب بن خالد ، از داود بن ابو هند ، از ابو نضرة ، از ابو سعيد خدرى نقل مىكند * چون پيامبر ( ص ) رحلت فرمود خطباى انصار به پا خاستند و يكى از ايشان گفت : اى گروه مهاجران ، هر گاه پيامبر ( ص ) كسى از شما را به اميرى مىگماشت يكى از ما را هم در عمل همراه او قرار مىداد . اكنون هم معتقديم كه موضوع خلافت را دو تن بر عهده بگيرند يكى از ما و يكى از شما . گويد : سخنوران انصار در همين مورد سخن مىگفتند تا اينكه زيد بن ثابت برخاست و گفت : پيامبر ( ص ) از مهاجران بود و امام ما هم از مهاجران خواهد بود و ما ياوران و انصار او خواهيم بود همچنان كه انصار رسول خدا بوديم . در اين هنگام ابو بكر برخاست و گفت : خداوند شما را خير و پاداش بدهد . اى گروه انصار خداوند شما را ثابت قدم بدارد . اگر پيشنهادى غير از اين كرده بوديد با شما به توافق نمىرسيديم . واقدى از محمد بن يحيى بن سهيل بن ابى حثمه ، از پدرش ، از جدش ، از عبد الملك بن وهب ، از ابن صبيحة تيمى ، از پدرانش ، از صبيحة ، و عبد الرحمن بن محمد بن ابى بكر ، از پدرش ، از حنظلة بن قيس زرقى ، از جبير بن حويرت و محمد بن هلال ، از پدرش كه در مواردى هم اسناد ايشان مشترك بود نقل مىكردند * ابو بكر بيت المال را در سنح قرار داده بود كه محل آن را هم همه مىدانستند . در عين حال از آن نگهبانى نمىشد و كسى مواظب